چهار سرباز

گلوله‌ها صفیر می‌کشیدند و وقتی گلولهٔ توپی فرود می‌آمد، دیگر تنها چیزی که می‌شنیدیم هیاهوی انفجار آن بود. بالأخره به جاده رسیدیم و خودمان را در خندق حاشیهٔ آن انداختیم، اول من و پاول و اودوکیم کوچولو و بعد کیایین و شیفرا. نفس‌زنان تا ته خندق غلتیدیم. به‌ناگاه کیایین بلند شد و با تمام توان شروع به صدازدن شیفرا کرد، انگار او آنجا در باغ‌ها مانده باشد. اما شیفرا کنار ما در ته خندق بود، غرق در خون… اوبر مینگارللی فرزند یک مهاجر ایتالیایی بود و از اواخر سال ۱۹۸۰ رسما انتشار آثارش را آغاز کرد. او تمام زندگی‌اش را وقف ادبیات کرده بود. جنگ و روابط انسانی و سکوت از مهم‌ترین مضامین آثار اوبر مینگارللی‌اند، خصوصا که خود نیز مدتی در نیروی دریایی فرانسه خدمت کرده بود.

۱۹۵.۰۰۰ تومان تومان

شرایط مرجوعی

درصورتی که محصول انتخاب شده مشکل فنی یا چاپی داشته باشد مجموعه‌ی پخش آفتاب موظف به تعویض آن است. این مرجوعی شامل خسارات ناشی از حمل و نقل نمی‌باشد. اطلاعات بیشتر در شرایط مرجوعی قابل مشاهده است

جزئیات محصول

نویسنده

جان اوبر مینگارللی

مترجم

ابوالفضل الله‌دادی

ویراستار

پژمان طهرانیان

گروه سنی

بزرگسال

موضوع کتاب

داستان جنگ

تعداد صفحات

۱۵۶ صفحه

جلد

نرم

قطع

پالتویی

نوبت چاپ

سوم، ۱۴۰۳

سال انتشار

۱۴۰۳

شابک

۹۷۸۶۲۲۳۳۲۱۵۹۷

توضیحات

زمستان 1919 است، سرمای زمستان تیغ برنده‌اش را پراکنده، جنگ داخلی در جریان است، جنگِ قدرت و جاه‌طلبی عرصه را بر مردمان تنگ کرده است. در نزدیکی خطِ مقدم رومانی چهار سرباز ارتش سرخ همراه شده‌اند و باید صبر کنند؛ صبر برای آنچه اجتناب‌ناپذیر است، برای شروع مبارزه و شاید برای مرگ.

از جنگ‌های داخلی روسیه گاه به‌عنوان جنگ کمونیسم یاد می‌شود: رژیم جدید علاوه بر کشمکش با نیروهای ضدانقلاب داخلی و متحدان خارجی آن‌ها، کوشش کرد تا مهار دولت را بر تمام فعالیت‌های اقتصادی برقرار کند. دو گروه بزرگ نظامی به نام ارتش سرخ، که برای منافع بلشویک‌های کمونیست به رهبری ولادیمیر لنین می‌جنگیدند، و نیروهای متحدی که اتحاد ناپایداری از گروه‌های بلشویک‌ستیز بودند، آن‌ها ارتش سفید خوانده می‌شدند.

چهار سرباز اثر اوبر مینگارللی طبیعتاً با حضور چهار سرباز روایت می‌شود: در زمستان 1919 چهار سرباز در زمانۀ محدود میان نبرد و آتش‌بس در جنگلی یخ‌بسته در نزدیکی خط مقدم رومانی برای زنده ماندن تقلا می‌کنند. برای زنده‌ ماندن هر چیزی می‌خورند و در این فضای معلق میان گذشته و مرگ، کاری جز حرف زدن ندارند. سربازها حرف می‎‌زنند و سیگار می‌کشند و منتظر می‌مانند.

راوی برایمان تعریف می‌کند: با هم‌قطارانش در دل جنگ برکه‌ای می‌یابند که پناهگاه‌شان می‌شود برای گذران زمستان و امید بستن به بهار. همان‌جا می‌مانند و از زمین و آسمان، ترس‌ها و آرزوها، خشم‌ها و خانواده و تمام انسانیتشان حرف می‌زنند.

تعلیق چهار سرباز را از لحن راوی و از آنچه به انتظار نشسته‌اند می‌شود خواند؛ سربازها منتظرند بهار از راه بیاید، منتظرند گردانشان برسد و همه با هم راهی شوند، منتظرند آنچه گزیرناپدیر است زودتر آغاز شود به امید پایانِ آن: منتظرند خشونت و جنگ دوباره شعله بکشد.

اوبر مینگارللی، نویسندهٔ اثر چهار سرباز

اوبر مینگارللی(1956 – 2020) از نویسندگان جریان‌ساز و از صدای نوین در ادبیات غرب بود. او در کوهستان‌های لورن متولد شد، نوجوانی کتاب‌دوست بود، در جوانی سه سال به نیروی دریایی پیوست و از آن پس، فقط نوشت و نوشت. ‌منگارللی در سال 2003 برای رمان چهار سرباز برندۀ جایزۀ مدیسیس شد. منگارللی جز چهار سرباز کتاب موفق دیگری هم داشت: خوراکی در زمستان که نامزد جوایز متعددی شد، از جمله من‌بوکرِ بین‌المللی. آثار او اغلب با تمرکز بر تنهایی، رنج، و پیچیدگی‌های روابط انسانی نوشته شده‌اند و با استفاده از نثری موجز و شاعرانه، به بیان عواطف عمیق می‌پردازند.

مینگارللی در سال 2003 برای رمان تحسین‌شدۀ خود، چهار سرباز (Quatre Soldats)، موفق به دریافت جایزه مدیسیس شد. این رمان با پرداختن به جنگ، دوستی، و زخم‌های انسانی، مورد استقبال گستردۀ مخاطبان و منتقدان قرار گرفت و جایگاه او را در ادبیات فرانسه تثبیت کرد.

اوبر مینگارللی در 26 ژانویه 2020 بر اثر بیماری درگذشت و ادبیات جهان یکی از صداهای متمایز و الهام‌بخش خود را از دست داد. میراث او همچنان الهام‌بخش خوانندگان و نویسندگان در سراسر جهان است.

نظرات مشتریان

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چهار سرباز”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *